تبليغاتX
یاردبستانی .:زنداني سياسي آزاد بايد گردد:.
دریغ است ایران که ویران شود
 

 

 

اگر خاموش باشی تا دیگران به سخنت آورند           بــهتر است که سخن گویی تا خاموشت کنند

( سقراط )

 

در  آستانه بیست و هشتمین سال از حیات جمهوری اسلامی قرار داریم ، طفلی نو پا که در پایان عصر جنگهای سرد پا گرفت و در عصر خمینیسم به اوج قصاوت و شقاوت رسید ، شقاوتی که شاید در باورمان نبود اما در ذهن کارشناسان امر از یک دولت انقلابی می توان انتظار داشت .

طفل نوپا شروع به رشد نمود و در دورانی که باید در خاک وطن گل عشق و سرود محبت بر پیکره و گوشهایش

می خواندند کلامی جز جنگ و خشونت و کشتار  بر گوشه ذهنش نقش نبست و...... .

سرانجام کودک نابالغ ما به عصر سازندگی رسید و اینجا سرداران سازندگی ، اصلاحات و مهرورز بودند که تمامی وجود کودک رشد یافته مان تسخیر کردند و اکنون در گذری بر بیست و هشت سال قبل جوانی را می بینیم که رو به پختگی باید برود اما بدبختانه هر روز که می گذرد نه تنها بر آرامش او افزوده نمی شود ، که مدام درپیکره و کالبد وطن تلاطم های بسیار در جریان است .

 

در اینجا قصد ندارم مروری بر کارنامه 28 ساله دولتمردان حاکم بر  وطن و پیش از آن اندازم اما  خب توجه خودم را به د ل مشغولیت ذهن خودم دعوت می کنم :

 

 

بی تردید یکی از مهمترین تمایزات بین نظامهای مردم سالار و اقتدار گرا در آن است که :

در یک نظام مردم سالار ، نابسامانیها و مشکلات در عرصه های مختلف کشور به دلیل حضور مستمر و گسترده مردم در طول زمان رو به اصلاح و پیشرفت در جهت مطلوب جامعه را می نماید و برای این موفقیت و پیشرفت کمترین هزینه ها پرداخته می شود و خشونت وظلم در بین مردمان آن جامعه جایی نخواهد داشت .

اما درست در نقطه مقابل ، نظامهای اقتدارگرا و جوامع تک صدایی چنان دچار افراط و تفریط در تمامی امور شده اند که حتی برای تعریف یک شهروند در جامعه و حدود اختیاراتش یک بند با هزاران تبصره گذاشته اند  .

با ظهور و پیدایش حضرات بزرگوار ، سرزمین جهالت به سرزمین نور تغییر نام یافت و آوای ام القرای اسلامی مان در گوش جهانیان طنین انداخت .

پس از آن شاهد بیدادگاهها و دادگاهای فرمایشی ، اعدامهای انقلابی و زندانی شدن هزاران تن از افرادی بودیم که تنها و تنها به جرم اندیشه و عقیده گرفتار ضحاکیان شدند .

دون کیشوت یک روز صبح سوار بر اسب لاغرش شد و همراه با نوکر با وفایش  سانچو  تصمیم گرفت دشمنان را نابود کند و از آن تاریخ آب دشمن به آسیابهای مناسب ریخته شد و حمله آغاز گردید ، من و تو حیران و سرگشته روزی مرگ  بر این گفتیم و روزی مرگ بر آن .... .

و این دقیقا همان چیزی که است در تمامی دولتهای اقتدارگرا جز لاینفک جامعه می باشد :

ایجاد  دشمن و وجود یک یا چند دشمن همیشگی و حتی خیالی برای بقای حاکمیت .

 

اما امروز زمانی دیگر است و فضایی دیگر

امروز زمان اتحاد و همبستگی بین تمامی نیرو های مبارز است .

امروز بیشتر از هر زمانی بوی جنگ و تهدید های گوناگون  به گوش می رسد و بیشتر از هر زمانی

امت همیشه در صحنه و گشنه مورد تحریم قرار گرفته وهمه این شرایط نوید از زمان وشرایطی بسیار

سخت تر را می دهد . شرایطی که شاید خودمان هم و صد البته اکثریت دولتمردانمان ما را بسوی آن با

شتابی دوچندان هدایت  می کنند .

متاسفانه نبود فضایی سالم بر جامعه ارتباطی و اطلاع رسانی میهنمان هم راه را هرچه بیشتر برای بروز فاجعه

هموارتر ساخته است .

 

اگر بخواهیم مقایسه ای کوچک انجام دهیم ، شاید بد نباشد به سالهای 1936 و 1937سر بزنیم .

 

 

اکنون فرض کنیم در سالهای دهه 30 و در در کشور رایش سوم هستیم :

اراده  رایش  قانون عالي شده بود! فرمان‌ها و رهنمودهايش قابل تجديدنظر نبود.

همه چيز در خدمت او قرار گرفته بود که در حول شخص وي "بت"ي ساخته شده بود .

اطاعت مطلق از فرمان‌ها و خواست‌هاي او بزرگترين فضيلت محسوب مي‌شد. اما نافرماني و حتي کمترين انتقاد مستوجب مرگ بود .

هيتلر در محاصره چاپلوس ها و متملق ها حاضر به پذيرش تضاد و مخالفت نبود و هر کس حتی برای  منافع عالیه و ملیه سخنی بر زبان می آورد که به مذاق حضرات خوش نمی آمد ..... .

و بدین صورت هيتلر ديکتاتوري خود را قانوني کرد. دولت متمرکز در دستان او قرار گرفت و..... .

اما اصلی که برای همه دیکتاتورها در عصر نوین  یک فوریت مهم بشمار می آید ، نظر افکار عمومی  و دیدگاهشان به حاکمیت است واینکه بچه میزان عامه مردم هنوز بر این باور باشند که در بین سران نظام

همدلی و همبستگی در تمامی زمینه ها وجود دارد و شکاف و حتی روزنی برای ورود یا خروج موجود نیست .

حال اگر شرایط موجود را در نظر بگیریم و اوصافی که شد کشورمان  در آستانه بحرانی جدی قرار دارد ، بحرانی که شاید منجر به نابودی همگی مان شود و با سیگنالهایی که حتی از درون حاکمیت می آید می توان

به خوبی وقوع فاجعه را حس نمود .

اکنون ما باید همگی در صفوفی متحد پیامی واحد را به جهانیان بدهیم و  خود چاره خویش را نماییم .

خطر به خوبی احساس می شود و شاید دولتمردانی در رژیم هم باشند که به خوبی عاقبت این جاه طلبی ها را درک نمایند و بهایی را که برایش باید بپردازیم .  

حاکمیت که تمامی ورقهای خود را در این 28 سال بازی کرده و برای مشروعیت و ادامه بازی دیگر ورقی برایش نمانده ، این بار شاید به بازی شومی دست بزند و همان شعار های کلیشه ای که راه قدس از فلا ن جا

 می گذردرا بر زبانها جاری سازد  و برای قربانی کردن میهن و اشخاص از هیچ  کاری فروگذاری نکند .

اما این بار این اپوزیسیون و این همگی ما هستیم که باید ابتکار عمل را بدست گیریم ، نه مانند گذشته بنشینیم تا حضرات بازی را آغاز کنند و ما در پی دفع آن بر آییم .

ادامه دارد .....

 


با درود بر دوستان

چند توضیح :

اول اینکه فعلا با توجه به تذکر دوستان قرار شد از این به بعد آهنگ وبلاگ هر چند هفته یک بار عوض شود تا ببنیم این شیوه چه اثری به قول دوست عزیزمان خواهد داشت .

در مورد تالار دوستان خوب با توجه به بحث های خوبی که در یک مدت کوتاه در فراخوان اولیه شد و در چند شب اولیه با استقبال فراوان روبرو شد و منجر به حرکت بزرگی شد که دوستان تالار در جریان هستند

امیدواریم تا با کمک هم بتوانیم دوباره تالار ار به یک نظم و اساس درست برسانیم ... .


دژخیمان ولی فقیه این بار قصد دارند تا احمد باطبی را از ما بگیرند :

 

احمد باطبی دانشجوی زندانی، که جمعه شب دچار تشنج شده بود، دقایقی پیش بار دیگر به دلیل حمله مجدد به بهداری زندان اوین انتقال یافت.

به گزارش منابع آگاه از زندان اوین، احمد باطبی لحظاتی پیش در وضعیت بسیار نامناسب توسط آمبولانس به بهداری منتقل شد.

گفته میشود وی در حین انتقال نیمه هوشیار بوده است.

گفتنی است احمد باطبی به دلیل فشارهای وارده در زندان، جمعه شب دچار تشنج شد و 3 ساعت در کما به سر برد. سایر همبندان باطبی میگویند که وی دارای شرایط نامناسب جسمانی میباشد و مسئولین زندان نیز در طی ماههای گذشته وی را به شدت تحت فشار قرار داده و از اعطای مرخصی درمانی نیز به وی خودداری کرده اند.

لازم به ذکر است بر اساس نظریه پزشکان، باطبی دچار افسردگی و ضعف اعصاب میباشد و تحمل حبس طولانی مدت بدون مرخصی را ندارد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت   توسط علی  | 

 

گزارشاتی از تجمع امروز در مقابل مجلس برا ی نجات دشت پاسارگاد

در ابتدا گزارش محمد عزیزم :

امروز چهارشنبه 25 بهمن بنابر اعلام قبلی  گروهای مردم نهاد مبنی بر تجمع   در ضلع شمالی مجلس شورای اسلامی عده ایی از دوست داران فرهنگ ایرانی در مخالفت با آب گیری سد سیوند در هوایی سرد و بارانی  گرد هم جمع شدند تا ایران بار از نمایندگان بخواهند جلوی این فاجعه را بگیرنند. از نکات قابل توجه این تجمع حضور پررنگ نیروی انتظامی و افرادی فلیم بردار وابسته به آن ها بود که از تک تک اشخاص حاضر فلیم می گرفتند وحضور خبرنگاران هم بیشتر از تجمعات قبلی بود. و از همه جالب تر حضور تعدادی از فرهنگ دوستان با لباس محلی بود( این افراد از لران خوزستان بودند).

با وجود بارش شدید باران معترضان همچنان خواهان پاسخ گویی یا به عبارتی حضور نمایندگان در بین آن ها بودند تا نگرانی خویش را از این واقعه تلخ بیان کنند. مخالفان آب گیری  پلاکاردها و پارچه نوشته هایی با خود داشتند که در آن خواستار جلوگیری از آب گیری سد سیوند بودند. سازندگی آری تخریب خیر، جواب آیندگان را چگونه دهیم، دریغا که ایران ویران شود، وعباراتی که آبگیری سد سیوند را زیان بزرگ به کشور می دانستند. همچنین در این تجمع  از سوی عده ایی( جوانان فرهنگ دوست لر بختیاری) پیشنهادی مطرح شد که  اگر تضمینی برای توقف آبگیری سد سیوند وجود داشته باشد با اعلام فراخوانی حاضر به پرداخت همه ضررها(از نظر وزارت نیرو) رابه وزارت نیرو دهیم. از شروع تجمع حدود 2 ساعت گذشته بود باران همچنان می بارید مخالفان چشم به راه نمایندگان ملت بودند که نیروهای انتظامی مسلح به باتوم جلوی معترضین ایستادند تا مانع از دیده شدن پلاکاردها و پارچه نوشته ها توسط مردم شوند در همین حال یکی از ماموران بلند رتبه در محل خواستار متفرق شدن مخالفان آبگیری ار محل شد که مخالفان گفتند تا دیدار با نمایندگان و خوانده شدن بیانیه در محل می مانیم ولی ماموران انتظامی با رفتار خشن جمعیت در گوشه ایی جمع کردند و برای اینکه به صورت متفرق شوند با حالت دستور گونه ایی خواستار خواندن بیانیه شدند در این هنگام هم بود که 2 تن از افراد حاضر بازداشت شدند!!! مخالفان برای اینکه این تجمع آرام و قانونی(طبق قانون اساسی تجمع بدون سلاح و مخالف اسلام قانونی است و احتیاج به مجوز ندارد بر خلاف نظر ماموران محل) به وسلیه نیروی انتظامی  به خشونت کشیده نشود بیانه را خواندند و در آن خواستار تشکیل کمیته مستقل برای بیان خطرات حاصل از آب گیری شدند. در پایان بیانیه امیر رضا خادم عضو کمیسیون فرهنگی مجلس در جمع معترضان به آب گیری حاضر شد و اعلام کرد که : من با طه هاشمی رییس سازمان میراث فرهنگی تماس می گیرم ونگرانی شما را مطرح خواهم کرد. مخالفان آبگیری سد سیوند خواستار شدت عمل بیشتر نمایندگان ملت برای جلوگیری از این فاجعه شدند که امیر رضا خادم گفت: جز ما مجری طرح نیستیم و جز نگرانی کار دیگری نمی توانیم بکنیم. در این هنگام یکی از حاضران خطاب به وی گفت:50 سال دیگر نه ما زنده ایم نه شما اگر سدی درست شود که مقبره شهدا را که مانند کوروش بزرگ برای ایران جان دادند و تلاش کردند به زیر آب ببرد فرزند شما  می توانند به آن اعتراض کند؟ امیر رضا خادم بدون پاسخ گویی در حال خروج از جمعیت بود که مردم حاضر در این جمع گفتند تا 2 دوست ما آزاد نشوند ما این مکان را ترک نمی کنیم که این تهدید کار ساز شد و و 2 فرد بازداشت شده آزاد شدند.

دوست داران فرهنگ ایران زمین از خانه ملت هم دست خالی بر گشتند ولی همه این نکته را  می گفتند تا خطر آب گیری هست هرگز از پای نمی نشینیم و نمی گذاریم بی هویت شویم. در آخر باید از همه دوستانی که سرمای هوا را به جان خریدند و زیر باران به این تجمع آمدند سپاس ویژه داشت ومنتظر بود همه مردم به این مخالفت با آب گیری بپیوندند

لینک مطلب 

دریغا که ایران ویران شود ( نوشین : وبلاگ یاردبستانی )

گزارش تصویری ( وبلاگ نجات پاسارگاد )

سه  خبر هم از خبرگزاری ایلنا :

لینک 1

لینک 2

لینک 3

 

ببخشید ما امروز بی گزارش بودیم از ناحیه زانو مورد لطف قرار گرفتیم و خلاصه دمی با درد می سازیم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت   توسط علی  | 

 

 خبر تکمیلی از کمیته نجات پاسارگاد

چهارشنبه ده صبح مقابل مجلس

در بيست و چهار ساعت گذشته بيش از بيست اطلاعيه از سوی انجمن ها، احزاب و گروه های سياسی مختلف به دست ما رسيده که اعلام کرده اند به منظور حمايت از حفظ و نگاهبانی از ميراث و گنجينه های ملی و بشری ايرانزمين و در مخالفت با تخريب آثار باستانی ،  تنگه بلاغی و آرامگاه کوروش بزرگ، روز چهارشنبه 25 بهمن ساعت ده صبح، در مقابل مجلس شورای اسلامی اجتماع خواهند کرد

در ميان اين افراد شخصيت های ملی، فرهنگی، دانشگاهيان و هنرمندان نيز حضور خواهند داشت

کميته بين المللی نجات پاسارگاد

                

فراخوان تجمع

ايرانيان گرامي هم اكنون پس از گذشت بيش از يك سال فعاليت هاي مختلف دوست داران فر هنگ و تمدن ايران زمين در راستاي نجات دشت پاسار گاد و مقبره كوروش بزرگ نتيجه اي عكس گرفته ايم.

تا جايي كه سازمان ميراث فرهنگي براي آب گيري سد سيوند در استان فارس مجوز صادر كرده است وتنها راه جلوگيري از اين فاجعه ملي بر گذاري تجمع هاي اعتراضي است.

از همين روي روز 3 شنبه 24 بهمن ساعت 11 صبح تجمعي در تهران مقابل ساختمان وزارت نيرو واقع در ضلع جنوبي پارك ملت بر گذار خواهد شد.

از دوستاران فرهنگ و تمدن ايران دعوت ميشود در اين تجمع شركت كنند.

ننگ ونفرين آيندگان را به جان نخريم!


ما جمعی از دوستداران میراث فرهنگی کشورمان به نمایندگی از جمع کثیری از پاسداران آثار باستانی و هویت ایرانی و ایرانیت از سراسر این کهن دیار پارسا خواستار جلوگیری از تخریب آثار باستانی میهنمان، خصوصا توقف عملیات اجرایی و آبگیری سد سیوند در استان همیشه فارس می باشیم.

لذا بدین وسیله به اطلاع عموم هم میهنان فرهنگ دوست و با اصالت می رساند :

 روز چهارشنبه 25/11/1385 ساعت 10 صبح رو به روی درب شمالی مجلس شورای اسلامی حضور بهم رسانیم و اعتراض خود را در خصوص آبگیری سد سیوند ابراز خواهیم نمود.

منتظر حضور سبزتان در این روز سرنوشت ساز خواهیم بود.

تاریخ و نیای هر ملت بیانگر شخصیت اجتماعی آن ملت می باشد.



جمعی از دوستداران آثار باستانی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت   توسط علی  | 

 

 

       تقاضای رييس مجلس از يونسکو برای نجات مسجد الاقصی، شکوه ميرزادگی

 

                                 

                                  

 

 

يعنی آقای عادل حتی خبر پر سر و صدای فاجعه ِ سد سيوند را هم نشنيده اند؟ يعنی خبر ندارند که تنها منطقه ای که با صد در صد آرای نمايندگان کشورهای جهان به عنوان ميراث بشری و منطقه ی مقدس شناخته شده است پاسارگاد خودمان است؟ آيا شهر و آرامگاه کوروش برای ايشان به اندازه بخشی از ديوار مسجد الاقصی هم اهميت ندارد؟

آقای حداد عادل رييس مجلس شورای اسلامی امروز طی نامه ای به سازمان يونسکو، خواستار «اقدام عاجل» اين نهاد بين المللی برای جلوگيری از تخريب بخشی از ديوار مسجد الاقصی شد.
در تمام طول دو سالی که کارشناسان و باستانشناسان دلسور امکان غرق شدن دشت پاسارگاد، تنگه بلاغی و تخريب آرامگاه کوروش را بارها تاييد و تاکيد کرده اند و مردمان بسياری در سراسر جهان از همه ی سازمان های جهانی و به خصوص از يونسکو تقاصای کمک کرده اند و حتی وقتی که کميسيون فرهنگی مجلس درباره خطرات سد سيوند ابراز نگرانی کرده است، آقای رييس مجلس حتی يک کلمه هم درباره ی چنين فاجعه ای سخن نگفته است اما اکنون ايشان برای تخريب بخشی از ديوار مسجد الاقصی به يونسکو نامه می نويسند و از آنها تقاضای کمک می کنند.
آيا اگر شخصی علاقمند به «ميراث فرهنگی بشری» باشد ممکن است که دلش برای يک بخش از ميراث بشری، که دارای جنبه های اسلامی هست، بسوزد و نسبت به آينده ی در خطر بخش ديگری از اين ميراث، چون به قبل از پيدايش اسلام مربوط می شوند بی اعتنا باشد؟
آقای عادل خطاب به مدير کل يونسکو می نويسند:
«اين روزها، بر خلاف کنوانسيون‌ها و مقررات بين‌امللی مربوط به حفظ ميراث فرهنگی و تاريخی متعلق به همه بشريت، توسط رژيم اسرائيل تشديد شده است. اين عمليات غير قانونی سال‌هاست به بهانه‌های واهی در حال انجام است»
آيا ايشان از فهرست بلند بالای آثار تاريخی در حال نابودی ايران خودمان نيز خبر دارند؟
يعنی، آيا هنوز آقای عادل خبر نشده اند که در چند قدمی شان پروژه ی راه آهن بخشی از تخت جمشيد جهانی را در خطر انداخته است؟ يا خبر ندارندکه در بيستون، اين اثر مهم ثبت شده در ميراث جهانی، براثر فعاليت های پتروشيمی و حفر کانال در معرض خطر است؟ آيا ايشان خبر ندارند که در شوش باستانی محوطه ای با قدمت
۱۳۰۰ سال پيش از ميلاد نابود شده است؟
آقای حداد عادل چرا در کنار نگاه کردن به دور دست به کشور خودشان نظر کوتاهی نمی کنند تا ببينند که معبد باستانی چغازنبيل که
۳۵۰۰ سال عمر دارد چگونه براثر انفجار های اکتشاف نفت در حال نابودی است، يا مجسمه ی جمشيد جم و غار آدم در علسويه، دشت باستانی مغان در اردبيل، و محوطه باستانی مهم جيرفت، همگی بر اثر کاوش های حفاران غير مجاز و بر اثر بی توجهی سازمان ميراث فرهنگی به ويرانی کشيده شده اند و هر روز هم تعداد ويرانی های عمدی و غير عمدی زياد و زيادتر شده است؟
چرا ايشان سری به سرزمينی که در آن زاده شده اند نمی زنند تا ببينند که محوطه های باستانی خوزستان، اين ميراث تمدن کهن ايرانيان، که بخشی از گنجينه های بشری محسوب می شوند، در حال زير آب رفتن است؟
آقای عادل کجا بوده اند وقتی وزارت نيرو حريم توس و مقبره ی فردوسی را با دکل های فشار قوی برق در معرض خطر قرار داد و جريان جهانی شدنش را به تعليق دچار کرد؟ يعنی ايشان حتی رسانه های دولتی ايران را هم نمی بييند تا از تخريب جنگل های ماسوله با خبر شوند، و يا ماجرای به خطر افتادن چهار باغ و نقش جهان، که بر اثر بی توجهی کامل دولت در چنان موقعيتی قرار گرفته اند که ممکن است از ليست ميراث جهانی بيرون گذاشته شده و در ليست ميراث در خطر يونسکو قرار گيرند، به گوش ايشان هم بخورد.
و بالاخره، يعنی آقای عادل حتی خبر پر سر و صدای فاجعه ِ سد سيوند را هم نشنيده اند؟ يعنی خبر ندارند که تنها منطقه ای که با صد در صد آرای نمايندگان کشورهای جهان به عنوان ميراث بشری و منطقه ی مقدس شناخته شده است پاسارگاد خودمان است؟ اگر تقدس منطقه پاسارگاد و آرامگاه کوروش بزرگ، برای شيفتگان فرهنگ جهانی به خاطر سربرکشيدن صدای آزادی و حقوق بشر از آنجاست، آيا برای ايشان نبايد کوروش به عنوان مردی که در قرآن مسلمانان بعنوان ذوالقرنين و در تورات يهوديان بعنوان مسيح خدا خوانده شده، مقدس باشد؟ و آيا شهر و آرامگاه او برای ايشان به اندازه بخشی از ديوار مسجد الاقصی هم اهميت ندارد؟
ايشان خطاب به يونسکو و مديرکل آن می نويسند: «با توجه به ... وظايف و حوزه ی صلاحيت‌ های يونسکو – که وجدان اخلاقی و فرهنگی ملل متحد محسوب می‌شود – و با توجه به ابزارهای قانونی و محکم بين‌المللی که جنابعالی در اختيار داريد، اينجانب به نمايندگی از مجلس شورای اسلامی ايران که منتخبان ملت ايرانند از شما درخواست می‌کنم با محکوم کردن اين اقدامات غيرقانونی و غيرموجه، و نيز با استفاده از همه امکاناتی که در اختيار داريد نسبت به توقف عاجل آنها و تمهيد مقدمات لازم برای جلوگيری از ادامه ی اين قبيل سياست‌های مضر برای صلح و مخرب ميراث مشترک بشری و حرمت‌های اعتقادی چند ميليارد پيرو اديان توحيدی اقدام فرمايند».
آقای حداد عادل که به نمايندگی از مجلس شورای اسلامی ايران يونسکو را به عنوان وجدان اخلاقی و فرهنگی ملل متحد مورد خطاب قرار می دهند يعنی واقعاً نمی دانند که همين وجدان فرهنگی ملل متحد بوده که کوروش را اولين صادر کننده منشور حقوق بشر دانسته و نمونه ای از منشور او را زيب سالن ورودی شورای امنيت کرده است، در حالی که آرامگاه و شهر و خانه همين انسان بزرگ در خطر ويرانی است؟
آقای حداد عادل اگر ذره ای دلشان برای ميراث فرهنگی بشری می سوخت، برايشان فرقی نمی کرد که آنچه در معرض ويرانی است ديوار مسجد است يا کنشت، همانطور که برای همه ی علاقمندان واقعی ميراث فرهنگ جهانی فرقی نمی کند که آثار باستانی در خطر و قابل دفاع به کدام دين و آئينی تعلق دارند.
به نظر من اين اقدام رئيس مجلس شورای اسلامی نوعی اصرار در بی اعتنايی به آثار پر اهميت ملی و بشری است و بر پايه های حساب و کتاب های کاملا سياسی گذاشته شده است. و تصور نمی کنم که در اين اقدام ايشان ذره ای احترام و عشق به ميراث های بشری وجود داشته باشد، که اگر می داشت، ايشان به عنوان رئيس خانه کسانی که مدعی نمايندگی ملت ايران هستند، به دستگاه اجرايی مملکت اجازه نمی دادند که پا در جای پای طالبان مدعی مسلمانی گذاشته و به ويرانی مهمترين گنجينه های بشری واقع شده در خاک ايران بپردازند.
نهم فوريه
۲۰۰۷ ( شکوه میرزادگی )


حداد عادل و ...

در پاسخ دوست عزیز با نام باران باید عرض شود دوست خوبم تمامی دوستان در تلاشند تا جلوی این فاجعه را بگیرند و از هر راهکاری که بتوانند استفاده می کنند از شما سپاسگزاریم که شما هم به فکر میراث ملی و باستانیتان هستید اما دوست خوبم شاید کلامت از روی خشم و یا از روی طعنه باشد دوست عزیز :

ما اینجا بیکار نشسته ایم اگر متوجه شده باشید دوستان حتی در تاکسی و اتوبوس هم افکار عمومی را به

همکاری دعوت می کنند . تراکتهایی که در چند روز گذشته پخش شد و ... خبرش را در خبرگزاریها هم آمد .

اگر همگی مان بپا خیزیم نیازی به آمدن توریستهای بزرگواری که شما می فرمایید نمی باشد تا برای نجات ژاسارگاد اقدام نمایند . دوست بزرگورا فراموش نکن این سخنانی که در بالا اشاره شد همه سخنان رئیس مجلس کشور ماست .کسی که باید اول حافظ منافع ملی ما باشد .

شاید  باید به حضرات یادآوری شد که حفظ میراث ملی و باستانیمان هم جز حق مسلم هایمان است .

امید است که سربازان گمنام امام زمان کمی روشن شوند و در افکارشان چرخشی حاصل  آید .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت   توسط علی  | 

 

 

 

The flooding of Sivan Dam is pronounced evidence to the nullification of the human rights of the Iranian people

 People of the world, People of Iran!

  We think that in these sensitive moments, the duty of lovers of culture and history all through the world and Iran is to expand their endeavors and show the people of the world that all the pronouncements of IRI with regards to the preservation of historical heritages are hollow and baseless and this monstrous dam and its flooding is pronounced evidence to the nullification of the human rights of Iranian people by this government.

Our duty is to show that the government of IRI is knowingly and intentionally following the footsteps of Taliban and has bluntly embarked on the destruction of our heritage. Flooding the Sivand Dam is similar to the detonation of those bombs that exploded the ancient Buddha statues in Afghanistan.

Please save pasargad the city and mausoleum of Cyrus the great.

www.savepasargad.com

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت   توسط علی  | 

 

          فقط چند لحظه از وقتتان را برای نجات پاسارگاد بگذارید

 

       

             

 

 

لطفا فقط چند دقيقه از وقت تان را به پاسارگاد دهيد

و اين جمله ی ساده و کوتاه را

 به موسسات زير بفرستيد

 

Please save Pasargad The city and

 

mausoleum of Cyrus the Great

 

 

يونسکو (فرانسه)
fax : 33-1-45 68 55 70

E-mail: wh-info@unesco.org

 

UN

سازمان ملل متحد (نيويورک): 
Fax +1-212 963 8712
Email: ngls@un.org

ژنو:
Fax 41-22-917-0432
 
ngls@unctad.org Email:

 

 

سازمان هاي ميراث جهاني

در شهرها يا کشورهاي نزديک به شما:

نروژ:
fax: 47-24-14-01-01
E-mail:
nwhf@nwhf.no

آلمان:
F.: + 49-89-30765102
E-Mail:
info@welterbestiftung.de

کانادا :
fax : 1-418-692 5558
E-mail : secretariat@ovpm.org

انگلستان:
fax : 44-1223-277 136
E-mail :
info@unep-wcmc.org

 

سازمان هاي حقوق بشر در شهرها و کشورهاي نزديک به شما:

شيکاگو:
Fax: 312-572-2454
chicago@hrw.org
نيويورک:

Fax: 1-(212) 736-1300
hrwnyc@hrw.org
واشنگتن:

Fax:1-(202) 612-4333
hrwdc@hrw.org
لس آنجلس :

Fax: (310) 477-4622
hrwlasb@hrw.org
سانفرانسيسکو:

Fax: 415.362.3255
hrwsf@hrw.org

انگلستان:

Fax: 44 20 7713 1800
hrwuk@hrw.org
بلژيک:  
Fax: 32 (2) 732-0471
hrwbe@hrw.org
ژنو:
Fax: +41 22 738 17 91
hrwgva@hrw.org
برلين -آلمان:
Fax. +49-(0)30-259306-29
berlin@hrw.org

کانادا:
Tel: 416.322.8448
Fax: 416.322.3246
toronto@hrw.org

 

Please dedicate a few minutes of your time to pasargad

And send this simple and short sentence to the following organizations

Please save Pasargad The city and mausoleum of Cyrus the Great

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت   توسط علی  | 

 

        شهر در امن امان است آسوده بخوابید

                 

 

ساعت 22:45 دقیقه روز سه شنبه 3 بهمن ماه 1385

ایران ، تهران ، خیابان پاستور دفتر ریاست جمهوری .... .

تلویزیون روشن است و بعد از همه اعلام نظرها و موضوع گیریها درچند روزه اخیر مبنی بر اینکه هاله از خونه خاله ظهور می کند یا خیر ؟

سرانجام بعد از چند دقیقه تاخیر حیدری یکی از مجریان بخش خبری شبکه دو سیمای حاج عزت بر صفحه ظاهر می شود و خبر از مصاحبه با رئیس جمهور مهرورز را می دهد .

دوربینها می چرخند و همزمان چشمها و گوشهای میلیونها بیننده و شنوده که حتی از شاهراه جهانی اینترنت منتظر ظهور محمود خوش قدم هستند .

بالاخره چشممان به جمال نورانی جناب دکتر  احمدی نژاد روشن می شود .

جناب پرزیدنت شروع به صحبت می نمایند :

مقدمه را با نام و یاد شهیدان کربلاو امام حسین آغاز می کند و کل صحبت بر روی مظلومیت امام حسین

می چرخد و اینکه امام حسین یک انسان کامل در اوج قدرت است  ، اما مظلوم و تنها چیزی که در اینجا یاد نمی شود فارغ از هر جهت گیری دینی و یا موضوع سیاسی اینکه هدف حسین و یا پیامش ، پیام آزادگی بود و خب از اینجا معلوم می وشد که واقعا مظلوم بودن یک ارزش است .

در صورتیکه در قرآن کریم آمده است که وای به روزگار مردمانی که بگذارند بر آنها ظلم واقع شود و یا در برابر ظلم خود را مظلوم جلوه نمایند .

در هر صورت  صحبت به اینجا می رسد که امام خمینی دستور صدور انقلاب را داده و نسل آینده

( که البته اگر نسلی بماند ) وظیفه دارد این راه را ادامه دهد و خاتمه مقدمه جناب مهرورز کپی برداری از سخن رهبرش سید علی است که این روزها او هم برای شفا خود به درگاه خدا و آقا و چاه جمکران دخیل بسته ... .

( سلام بر شهیدان خدا )

کلام و پرسش اول از بودجه آغاز می شود . پرفسور احمدی نژاد شروع به روشن کردن اذهان عمومی می نمایند:

صحبت به نفت و درامدهای آن و همچنین میزان دخل و خرج دولت از پول نفت و مهمتر از همه آوردن پول بر سر سفره های مردم می رسد ، دکتر می فرمایند :

ما درآمد نفت را در جامعه تزریق کرده ایم و این انعکاس در جامعه روز به روز بیشتر می شود و بخش وسیعی از این درامد صرف سرمایه گذاری در کارهای عمرانی شده و کارهای زیر بنایی و زیر ساختها ... .

البته ما که هرچی گشتیم ندیدیم شما را نمیدانم .

 

اما خب باز هم طفلک  محمود خان فراموش کار می شود و خودش را به کوچه علی چپ میزند !

 پول نفت سفره مردم ؟ کی گفته ، ما گفتم .... . کی ، کجا و ... .

اما بعد برای اینکه کم نیارد می گوید خب ما الان مشغول همین کار هستیم .

تا اینجا شاید یک دهم از زمان مصاحبه گذشته و رئیس جمهور منتخب ( بخوانید منتصب ) کمی حالش دگرگون می شود و چهره  زیبا رویش گلگون می شود ... .

باز هم دکتر داد سخن می دهند که در دولتهای گذشته هر ساله 20 تا 22 درصد درآمدهای مصرفی

دولت افزایش می یافت که ما آنرا در این دولت کاهش داده ایم .

البته خب احتمالا رئیس جمهور یادشان رفته که سفرهای استانی این حضرت والا هم همگی نوعی هزینه مصرفی دولت می باشد که با صرف این هزینه های گزاف هیچ زیر ساخت و بستری فراهم نمی شود .

دیگر حالا تقریبا رئیس جمهور محبوب با کابینه هفتاد میلیونی  صحبتش گل انداخته ومعلوم است تخم کفترهایی را که قبل از مصاحبه نوش جان کرده خوب اثر خودشان را کرده است .

صحبت به دیپلماسی و نوع نگرش جناب ژنرال احمدی نژاد به آن می شود و اینکه او از سیاست تهاجمی و دیپلماسی فعال که شعارش را می داد کار را به دیپلماسی احساسی و شعاری کشانده و خب دکتر اول با خنده احمقانه که دوربین هم روی صورتش  زوم شده بود و این خنده ملیحانه را جلوه ای صد چندان می بخشید گفت : لزوما احساسات چیز بدی نیست ، احساسات پاک ! و لزوما دولتها در دنیا بر روی احساسات مردم سرمایه

گذاری می کنند .

درصدد هستيم با يك ديپلماسي فعال مواضع جمهوري اسلامي را در سطح جهان مطرح كنيم و توانمندي‌هاي خود را به دنيا بشناسانيم، اگر يك رقيب داشته باشيم كه البته جمهوري اسلامي ايران خواهان اين نيست كه رقيب داشته باشد و ما نيز رقيب كسي نيستيم، به هر حال سعي مي‌كنيم اگر رقيبي وجود داشته باشد، پتانسيل‌مان را به او بشناسانيم.

در اینجا رئیس جمهور درخواست کرد تا برایش اسپند دود کنند ، تا چشم شیطون کر پای گربه شل کسی این رئیس جمهور ما را چشم نزند که اگر این حادثه ناگوار رخ دهد ، ملت ایران در خواهد ماند که چه خاکی بر سرش بریزد.

و اینجاست که محمودخان یادش می افتد که رئیس جمهور یک مملکت است و بعد از گرفت زیر لفظی رو می کند که مدت یکسال و چهار ماه و بیست و نه روز است که این بلای آسمانی بر مردم ایران نازل شده و اگر همینطور سر انگشتی حساب کنیم : می شود پانصد و چهارده روز !!!!

و خب الیته اگر آماری از خدمات ارزنده رئیس جمهور را پیش رویمان بگذاریم متوجه می شویم که ایشان 25 سفر استانی و 19 سفر خارجی داشته اند که روی هم می شود 44 سفر و اگر این عدد را بر همین 514 تقسیم کنیم

 می شود ، تقریبا 12 روز یعنی این رئیس جمهور خدمتگزار ملت ایران هر 12 روز یکبار  به یک مسافرت رفته و صد الیته اگر هر مسافرت را 3 روز هم حساب کنیم ان حضرت ولا تمام مدت ریاست جمهوری را به جز ساعاتی محدود در نهاد ریاست جمهوری بوده و همانطور هم که خودش گفت در سفر آخر مربوط به آمریکای جنوبی رهبران میزبان حضرت والا نگران سلامتی این تحفه الهی شده بودند .

حالا بعد از بررسی موشکافه این مسائل تازه به این نکته پی می بریم که چرا این مصاحبه در دفتر ریاست جمهوری صورت گرفته !

چون محمود خان ما هم خودش تا به حال اصلا این دفتر را زیارت نکرده بود به علت مشکلات کاری و خب

نمی شود آدم رئیس جمهور باشد و حداقل یکبار سری به  ساختمان ریاست جمهوری نزده باشد .

خلاصه صحبت ها به پیش می رود و بحث و مسئله اصلی دنیا یعنی قضیه فلسطین مطرح می شود که جناب دکتر احمدی نژاد می فرمایند : قضیه فلسطین مهمترین قضیه تاریخی منطقه ماست و اینجا انسان فکر می کند احمدی نزاد یا رئیس جمهور منتخب مردم فلسطین است یا تمامی  مشکلات ایران اسلامی حل شده و هیچ مشکلی ندارد و کبک تمامی مردم آواز می خواند .

خلاصه بعد از این سخنان گوهر بار نوبت به کوبیدن این عالیجناب و آن ژنرال معورف می شود و عاشقان شهادت به همدیگر تعارف می کنند ، مثل قضیه دعوای این طرف جوی و آنطرف ... .

بعد به سخنان چون در احمدی نزاد می رسیم  که در ابتدا اعلام می کند ما سازمان ملل را به رسمیت می شناسیم اما خب اسرائیل را نه و ... دوباره قضیه هولکاست و اینکه سیاست فعال یعنی همین ( اشاره به هولکاست ).

خلاصه مشخص می شود که بدخواهان در دولتهای گذشته نگذاشته بودند ملت ایران با کشورهای پیشرفته و متمدن روابط خوب دیپلماتیک داشته باشد و در زمان دولت مهرورز این امر تحقق یافته و به سرعت رابطه ما با آفریقا و آمریکای جنوبی و خصوصا برادرانمان در ونزوئلا  گسترش یافته و تازه بر همگان روشن شد که ما چه انسانهای نوع دوستی هستیم ، چون خودمان مشکل مسکن نداریم در  ونزوئلا مشغول ساخت مسکن هستیم .

 

بیچاره محمود جان که عادت به نشستن بیش از چند دقیقه در جایی را ندارد در اینجای مصاحبه فشار صد چندانی را تحمل می کرد و ناگهان بحث به سمت گرانی می رود !

گرانی ! اه مگه ما گرونی داریم !

اول که تقصیر مطبوعات بود و ... حالا هم بعد از آن خنده های هیستریک و قیافه درهم محمود خان که زورکی می خواست بخندد ! مشخص شد که گرانی  سه علت دارد و همه ناشی از القائات ذهن هفتاد میلیون ایرانی است و البته به غیر از اطراف خانه رئیس جمهور در بعضی نقاط بعضی افراد خودشان خودسر قیمتها را بالا می برند که در اینجا ما هم می گوییم آقای احمدی نزاد کلاهت را بگذرا بالا تر !

راستی محمود خان دوبا ره سوتی داد و گفت ما به فکر مردم هستیم که حداقل هفته ای یکبار  گوشت بر سر سفره هایشان باشد !!!

باز هم تورم که مشخص شد این تورم کاذب است و اساسا چیزی به اسم تورم وجود ندارد و این ها همه خبرهایی است که از جانب دشمنان اعلام می شود .

دوباره یک مش ارقام و رقم که اگر حداقل کمی این خبرهای اقتصادی و اخبار مربوط به صندوق جهانی پول و .. را نمی دانستی فکر می کردی این آقا پاک ترین انسان روی زمین است .

راستی بحث جالب دیگر افزایش 42 درصدی صادرات غیر نفتی بود ... .

خلاصه بحث به رابطه ایران و آمریکا و صدور قطع نامه ها می رسد که باز هم ملیجک سید علی همه را به لودگی می زند  و مشخص شد که تمام مردم جهان از احمدی نژاد عاجزانه تقاضا کرده اند که برای بوش نامه بنویسد و او را ارشاد نماید .

باز هم چون رئیس جمهور ما کلا آدم محجوبی است و نمی خواهد آبروی کسی را ببرد گفت هسته ای شدن هزینه دارد و ما تا به حال هزینه ای نداده ایم بعضی کشورها خیلی هزینه داده اند تازه الان هم اوضاعشان مشخص است .

بعد هم که آخر مردم شهید پرور متوجه نشدند که ما باید با سازمان ملل ارتباط دوستانه داشته باشیم یا نه و اینکه اصلا قطع نامه سازمان ملل ارزش دارد و یا نه و چون ما با این سازمان رابطه دوستانه داریم به آنها اعلام کردیم توقف بیجا مانع کسب است حتی شما دوست عزیز و اینکه فعلا از پذیرش مهمان معذوریم و

بازرسان را راه ندادیم و ....

بعد هم چون ما با همه کشورها رابطه خوبی داریم قطعنامه ها یکی پس از دیگری بر علیه ما تصویب می شود بدون هیچ رای مخالف  و یا حتی ممتنع .

خلاصه پرفسور احمدی نژاد از هر دری سخن گفت و گفت از اتم ، شاهکارهایش در بورس و خصوصی سازی و ....

در انتها هم که مشخص شد اصلا هیچ جای نگرانی  وجود ندارد چون عده ای ژنرال می خواهند شهید شوند وجایش را پیدا نمی کند و خب راه قدس هنوز از هرجایی که ما بگیم می گذرد و اینکه عده ای دوست دارند هر ماه یک عکس یادگاری با فیدل کاسترو و چاوز بگیرند و با رئیس جمهور گینه بیسائو دومینو بازی کنند و ... گروه دیگر هم خواهان مذاکره  با آمریکا و روز دیگر خواهان  جنگ با آمریکا هستند و  در نهایت هم حسن نصراله کارش تمام است ، بشار با آمریکا پای میز نشسته .

حماس که قرار بود اسرائیل را با دلارهای نفتی ما به چالش بکشد تا محمود انرا از نقشه محو کند اسرائیل را به رسمیت شناخته ...

عربستان هم که نقش خودش را بازی می کند و آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند  ، فقط لانه جاسوسی ما دراربیل را منهدم می کند و ....

تمامی اینها نشانه ای از دیپلماسی فعال و هماهنگی بین تمامی  سران رژیم است .

بله این است انتهای کار پوپولیست ها و تمامی دیکتاتورها ...

سید علی باورش شده که بله دیکتاتور ها هم می میرند ، بحث شورای رهبری داغ است .

سخن تازه عبور از احمدی نژاد و عبور از بحران است به هر قیمتی ... .

حال چه قرار باشد بزرگراه شهید احمدی نژاد داشته باشیم و یا اینکه محمود را بی کفایتی سیاسی بدهند و یا ... .

مطمئنا روزهای آینده روزهای سختی برای همگی مان است ، روزهای سختی که ما همواره  نشان داده ایم مردمان روزهای سخت نیستیم ، شاید عده ای آرزویشان از موافق و مخالف نظام حمله نظامی آمریکا باشد، اما مسلما این راه یکی  از گزینه هاست و صد البته  بدترین  و ارتجاعی ترین راه است .

چرا نباید برای یکبار  درست تصمیمی بگیریم به راستی چه نیروی بازدارنده ای وجود دراد که بتواند وزنه ای شود و در مقابل جامعه جهانی نقش یک اپوزیسیون فعال را بازی نماید ، اپوزیسیونی مسئول و متعهد با حفظ امینت و تمامیت کشور واحدی به نام ایران .

احمدی نزاد می گوید نگران نیست اما بیشتر از هر زمانی برای کرسی ریاستی که بر آن منصوبش کرده اند ، مضطرب است .حضرات همه نگران خویشند و چیزی که اصلا مهم نیست در این میان ایران است و ایران .

احمدی نژادی که خود را نخبه میداند و تما می  اطرافیانش را ، دقیقا کار  به جایی رسیده که بنیاد گرایی اسلامی به همراه فاشیزم و خمینیسم در تمامی سلولهای آقایان رخنه کرده و به راستی باورشان شده ابر قدرتند و صد افسوس ...

صد افسوس که حداقل در فاشیزیم نخبگان در صدر بودند و دراینجا فرومایگان .... .

ما باید از این بحران به بهترین نحو ممکن خارج شویم و دراین راه چاره ای جز گذرا از جمهوری اسلامی نداریم.

پس چه خب است اگر واقعا از امروز به آزادی و آزادگی و یک دموکراسی واقعی بیاندیشیم ، که اگر یک دموکراسی عقب افتاده بر میهنمان حاکم شود هزاران بار بهتر از یک دیکتاتوری پیشرفته و اتمی می باشد .

 

                     به امید آنروز که خورشید آزادی بر آسمان ایران زمین طلوع کند .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت   توسط علی  | 

 

دوستان در تالار گفتگوی یاردبستانی

هر شب از ساعت ۲۰ تا ۲۰:۴۵ دقیقه منتظر شما هستیم .

 

دوستان در صورت تمایل بسیار خوشحال می شویم به ما بپیوندید .

 

        

 

با توجه به تجربه این چند شب
شاید ذکر چند نکته بد نباشد
بعضی از دوستان وارد تالار می شوند اما خب متاسفانه نمی توانند با دیگران به تبادل نظر بپردازند
با توجه به سرعت ذغالی اینترنت و ...
دوستان در قسمت 1 یا پنجره 1 نام کاربری خود را وارد نمایند
در قسمت مسیج یا پیام هم ، پیامشان را بنویسند
اما مهمتر از همه با توجه به اینکه در بعضی ساعات به علت شلوغی و سرعت پایین اینترنت صفحه دیر به دیر رفریش می شود ، دوستان برای اینکه در جریان آخرین پیام ها قرار بگیرند هر چند دقیقه یکبار رفریش را بزنند
یعنی حالت 3
دوستانی هم که می خواهند پیامهای قبلی مربوط به آن روز را مطالعه نمایند بر روی گزینه 4 کلیک نمایند.


با سپاس از شما


علی از یاردبستانی 

 

                    دوستان گرامی برای ورود به تالار به آدرس زیر مراجعه نمایید

 

                                                    تالار گفتگو یاردبستانی


 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت   توسط علی  | 

 
free hit counter
300 the movie