|
|
|
|
|
با درود بر دوستان و یاران گرامی دوستان تالار گفتگوی یاردبستانی راه اندازی شد هر شب از ساعت 20 تا 20:30 دقیقه منتظر شما هستیم . دوستان در صورت تمایل بسیار خوشحال می شویم به ما بپیوندید این فراخوان اولیه و موقتی است امیدوراریم تا با همفکری هم به راهکارهایی مفید برسیم در ضمن در مورد ساعت برگزاری تالار هم با هم گفتگو نماییم ، امیدواریم در سایه منطق و ادب و قبول ایده های مخالفمان بتوانیم هر چه بهتر دموکراسی را تمرین نماییم . دوستان گرامی برای ورود به تالار به آدرس زیر مراجعه نمایید
بعد از سخنان معروف جناب مشکینی در مورد نوروز حالا جناب جوادی آملی هم طی سخنانی فرموده اند : کشور را نواي «حسين حسين» حفظ کرد، نه «اي ايران، مرز پر گهر» البته خب امام حسین(ع) هم برای هدف و آرمانش دست به قیام زد و شعار همیشگی ایشان این بود اگر دین ندارید لاقل آزاده باشید ، که به حمدالله در حکومت عدل علی و امام زمانی ما همه چیز امن امان است و مردان آزاده همگی بر سر کارند ، امت شهید پرور آسوده بخوابید . درخواست طلاق به خاطر روبوسی با احمدی نژاد
روبوسی خاخام اتریشی با "محمود احمدی نژاد" رئیس جمهور ایران برای وی به قیمت از دست دادن همسرش تمام شد که بدون انتظار بازگشت وی از کنفرانس نافیان هولوکاست در تهران، شوهر خود را رها نمود.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
با درود بر دوستان گرامی نمی دانم ، فیلترینگ تا چه حد ما را از هم جدا کرد ، اما خب در اینجا ادامه می دهیم تا چه پیش آید مطمئنا بهتر از من در جریان خبرهای این چند هفته و این چند روزه قرار دارید : خب خوشبختانه یا متاسفانه ، آنجور که بارها هم با هم صحبت کرده ایم ، در پی دلقکهایی چون احمدی نژاد ، کمی عقلانیت در پس این نظام وجود دارد که با سبعیتی به اندازه بی نهایت که در وجود فرد فردشان است تا به امروز حکومت عدل علی وارشان به پیش رفته ! اما در این چند هفته مشخص شد انگار حضراتی که حداقل یکبار در روز در آینه خودشان را می دیدند و یا در سال یکبار سوار اتوبوس می شدند تا با افکار عمومی آشنا شوند و حداقل در روز کمی فکر می کردند و بعد سخن می گفتند ( نه مانند خوشتیپ خان ، پاشنه بخوابانند و هر چه از دهنشان بیرون می آید بگویند ) همگی دچار یک آلزایمر و یا چمی دونم هر مرضی که شما بگید شدند . بعد از اینکه در چند هفته قبل یک گروه فیلم برداری در تخت جمشید با تیشه به جان ریشه فرهنگ و چهار تا سنگ باستانی افتاده بود ..... حالا حضرات بزرگوار خودشان دراند با تبر به ریشه جمهوری اسلامی می زننند . جمهوری اسلامی که از یک طرف به خدا و از طرف دیگر به امام زمان و چاه جمکران متصل است .... . خب با همه تفاسیری که رفت توجه به چند نکته شاید بد نباشد : اول اینکه در دونوشتار قبل گفتیم از مجلس محترم که همیشه با بوی گلاب و جوراب همراه است ، بو های خوشی برای رئیس جمهور مهرورز شنیده نمی شود و خب شاید یکمرتبه این بوی جوراب مجلس هم به مشام آقای فیلترینگ رسید و خلاصه هر چی که بود فیلتر شدیم ... . دوم سخنانی که در تمامی محافل و خبرگزاریها در سراسر دنیا مخابره می شود و همگی حداقل در روز چند صد بار نام ایران را می برند و اصولا اگر حداقل کمی معروف شوید ، دردسرهایی را هم به همراه خواهد داشت ، مردم شهید پرور هم با توجه به این معروفیت دچار چندین فشار مضاعف از چندین جهت شده اند . سخنان جناب ابطحی هم در نوع خودش جالب بود مطالعه نمایید . به قول ابراهیم نبوی شمسی پهلوون هم که دوباره دارد گرد و خاک می کند و ... . خبری هم که اول بار سه هفته قبل از طریق اردشیر اطلاع یافتیم در مورد کسالت آقا در دوهفته پیش در 2 ساعت تیتر اصلی تمام خبرگزاریها بود و همین که الان هم دارد در پشت پرده اتفاقهایی می افتد و اصولا کسانی پشت پرده کار انجام می دهند که می خواهند یا طرف را بترسانند و یا او را سوپرایز نمایند و یا غافلگیر ... . آمریکا هم که به کمک برادران عرب فعلا دارد تمامی مهره های ریز درشت ج.ا را تار و مار می کند و دولت مهرورز هم که با شاهکارهای اقتصادیش در این جنگی که شروع شده خودش به شیطان بزرگ کمک شایانی می کند . برادران حماس هم که قرار است احتمالا در یک مسابقه دوستانه فوتبال و یا منچ با مانع با برادران اسرائیلی پای یک میز بنشیند و خب عملا با این کار 500 میلیارد که دود شد هیچ به ریش کم پشت محمود خان هم خواهند خندید ، که می خواست اسرائیل را از روی صفحه جغرافیایی حذف نماید . راستی فرماندهان محترم سپاه انگار فکر می کنند که می خواهند از یک معبر مین عبور کنند و خب چیزی که زیاد است بچه های 14 – 15 ساله برای بازکردن معبر ... . به حمدالله تنگه هرمز هم که در دستمان است . یورو هم که افت پیدا کرد و دلار دوباره بالا رفت ، قرار بود بعد از تحریم از آژانس خارج شویم ... که شدیم ! نفت هم که همچنان پایین می آید . گوجه کیلویی 1600 تومان و یا دانه ای 300 تومن .! اما بعد از همه اینها جنگ نامتعارف شروع شده و احیانا سال 2007 سال خوبی برای ما نخواهد بود اگر بخواهیم همچنان خاموش باشیم ،.... از قدیم هم گفته اند سالی که نکوست از بهارش پیداست . برادر بوش هم که نه تنها با نامه احمدی نژاد اسلام نیاورد بلکه، در بنگاه جاسوسی رژیم را هم تخته کرد و حالا هم که گزینه نظامی مانند گذشته یکی از گزینه هاست . البته با همه اوصاف هنوز هم جنگ آخرین راه است . اما خب حضرات هم بدشان نمی آید یک درگیری کوچک اتفاق بیافتد و در این مدت مشروعیتی دوباره مطمئنا خواهند یافت . حال ما چه باید بکنیم ، لطفا از همین جا بی خیال اپوزیسیون شوید ، تا بدانیم تنها خودمانیم که باید گلیممان را از آب بیرون بکشیم . در موضوع انتخابات دو گزینه پیش رویمان بود ، تحریم یا شرکت . خب هر چه که بود نتیجه انتخابات با همه تقلبات مشخص شد . اما حالا قضیه فرق می کند باید آمادگی هر نوع بحرانی را داشته باشیم . به خدای ایران از امروز کمی بیشتر و دورتر در آینده تفکر کنید . هر گونه تغییری هم مدتی عقب افتادگی دارد ، اما برای یک بار رنج را بپذیریم و این بار ما مردم باشیم که خواسته هایمان رابر کرسی نشینان تحمیل کنیم . باید باهم در این باره سخن بسیار بگوییم : دوستان عزیز وبلاگ نویش خواهشمندم هر کدام که مایل هستید در قسمت نظرات که اسمتان را می گذارید ایمیلی هم بگذارید خصوصا دوستانی که شاید کمی با هم صمیمیت داریم . فاز اول برنامه ها یمان را شروع کنیم . از همینجا باید سازماندهی کرد . سیامک ، نیوشا ، الاچیق ، رودی ، دیانا ، هومت ، افسانه ، لیلا ، مهران ، فرشاد ، میلاد و ... همه یاران راستی دوستان از روز 2 شنبه هر شب به مدت 30 دقیقه از ساعت 20 تا 20:30 دقیقه در وبلاگ یاردبستانی در هر دو وبلاگ دوستان گرامی که امکان دارد برایشان بیایند در تالار گفتگوی وبلاگ تا با هم بیشتر صحبت کنیم . در هر دو وبلاگ تالار گفتگو وجود دارد ، در پایین و در کنار صفحه . می توانید با دادن اسم کاربری وارد شوید. در مورد ساعتش هم می توانیم با هم بحث کنیم : خب بیشتر دوستان درون مرز هستند و نباید ساعت بدی باشد . به امید ایرانی آباد و آزاد و به دور از استبداد دوستانی که به تالار می آیید ورود تان را اعلام نمایید در ساعتی که وارد می شوید تا بقیه دوستان در تالار هم بتوانند با شما ارتباط برقرار کنند . در چند روز اول چون هماهنگی وجود ندارد زیاد خرده نگیرید .
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
با درود بر دوستان گرامی بالاخره در اینجا هم فیلترمان کردند از دیروز ظهر در بسیاری از نقاط کشورمان کابران گرامی برای مراجعه به وبلاگ یاردبستانی هم با جمله معروف مشترک گرامی دسترسی به این سایت امکان پذیر نمی باشد ( چون ما تشخیص می دهیم ) مواجه گشتند. خب چه می شود کرد سربازان گمنام امام زمان در روز عید غدیر هم بیکار نشسته اند ، اما خب باز هم هنوز در بعضی از نقاط فیلتر نشده ایم !!!!! برای همین از همینجا به امت شهید پرور و همیشه در صحنه اعلام می کنیم ما هم همچنان در صحنه می مانیم : در این وبلاگ هم تا چند پست دیگر ادامه م دیهم تا ببینیم آمار و درصد بازدید چگونه است آدرسهای جایگزین : http://yardabestani-2.blogspot.com http://yardabestani-1.blogfa.com و به قول معروف : من اگر بنشینم ، تو اگر بنشینی چه کسی برخیزد ، چه کسی با دشمن بستیزد ( البته اهریمن برای این حضرات بهتر است ) ما سلاحمان قلم است امید است بتوانیم حرمتش را نگاه داریم با قلم به جنگ اهریمن می رویم پاینده ایران به امید ایرانی آباد و آزاد و به دور از استبداد
میرزا تقی خان امیر کبیر به مناسبت 20 دیماه سالروز قتل امیر کبیر
میرزا تقی خان امیر کبیر, صدراعظم مشهور دورهٔ ناصرالدین شاه قاجار.نام اصلی امیرکبیر محمد تقی بود که بعدها تقی گفته میشد و عناوین و القابی که به دست آورد بدین قرار است: کربلایی محمد تقی- میرزا محمدتقی خان- مستوفی نظام- وزیر نظام- امیر نظام- امیر کبیر- امیر اتابک اعظم(شوهر خواهر ناصر الدین شاه نیز شد). امیر کبیر ، در خانواده ای فقیر در حدود سال 1223 هجری قمری در قریه هزاوه از توابع شهرستان اراک به دنیا آمد . محمد تقی پسر کربلایی قربان، آشپز میرزا عیسی قائم مقام اول بود که در خانه قائم مقام تربیت یافت و در اوایل جوانی به سمت منشی قائم مقام اول به خدمت مشغول گشت و مورد عنایت رجل سیاسی دانشمند قرار گرفت و بعداٌ در دستگاه قائم مقام دوم نیز مورد توجه واقع شد تا جایی که وی را همراه هیاتی سیاسی به روسیه فرستاد و در نامهای در مورد هوش و نبوغ میرزا تقی خان چنین نوشته: خلاصه این پسر خیلی ترقیات دارد و قوانین بزرگ به روزگار میگذارد. باش تا صبح دولتش بدمد. در این ماموریت که برای عذرخواهی از قتل گریبایدوف که در ایران رخ داده بود، انجام میشد، از تزار روسیه معذرت خواست و طوری عمل نمود که مورد تائید و پسند تزار و دربار ایران قرار گرفت. امیرکبیر در سفر به روسیه به مؤسسات فرهنگی، نظامی و اجتماعی آنجا توجه نمود و به این فکر بود که راه ترقی ایران نیز داشتن دانشگاه و تشکیلات نظامی و فرهنگی منظم است. دومین ماموریت وی رئیس هیات سیاسی ایران به ارزنةالروم برای حل اختلاف مرزی بین ایران و امپراتوری عثمانی بود. در این ماموریت که نزدیک به دو سال طول کشید علاوه بر آشنایی با زدو بندهای سیاسی شرق و غرب با دلیری خاصی توانست اختلاف مرزی را به نفع ایران پایان دهد و محمره و اراضی وسیع طرف چپ شط العرب را که مورد ادعای عثمانیها بود به ایران ملحق کرد. این اقدام و پیشنهادهای مفید امیرکبیر، مورد عناد و حسادت حاجی میرزا آغاسی قرار گرفت. چون محمد شاه مرد، ناصرالدین میرزا که قصد حرکت به تهران و نشستن بر تخت سلطنت را داشت نمیتوانست حتی هزینه سفر خود و همراهان را به تهران تهیه کند در این هنگام که امیرکبیر در تبریز و ملقب به امیر نظام بود با ضمانت شخصی پول فراهم کرد و ناصرالدین شاه را به تهران آورد اما درباریان حتی مهد علیا مادر ناصرالدین شاه که در زد و بندهای سیاسی خارجی دست داشت مخالف امیر بودند، ولی ناصرالدین شاه هر روز بر مرتبه و مقامش میافزود تا جایی که ملقب به امیرکبیر و صدراعظم گردید. در مدت کوتاهی که امیرکبیر صدراعظم بود(در حالی که ناصرالدین شاه در آغاز سلطنت فقط 16 سال داشت) با نبوغ خاص و احساسات پر شور میهن پرستی خود، اقداماتی بس ارزنده کرد. نخست به امنیت داخلی پرداخت. سالار را که در خراسان گردنکشی میکرد و از جانب روسها و انگلیسیها حمایت میشد سرکوب کرد. در نامههایی که به نمایندگان سیاسی و نظامی روس مینوشت و در جوابهایی که میداد، دلیری و ثبات رای و میهن پرستی موج میزند. پس از برانداختن سالار از خراسان، فارس و بلوچستان را آرام ساخت و در همه مناطق عشیره نشین و هر جا که ممکن بود آشوبی برخیزد قراول خانه ایجاد نمود و در سراسر مملکت امنیت برقرار گشت. در دوره صدارت امیرکبیر ترکمانان که همواره از مدتها پیش به نقاط دور و نزدیک مناطق اطراف خود حمله میکردند به هیچ اقدام خلافی دست نزدند. امیرکبیر اقدامات فراوانی در دوره کوتاه صدارت خود به شرح زیر نمود: ایجاد امنیت و استقرار دولت، تنظیم قشون ایران به سبک اروپایی ، ایجاد کارخانههای اسلحه سازی. اصلاح امور قضایی ، جرح و تعدیل محاضر شرع ، تأسیس چاپارخانه، تأسیس دارالفنون. نشر علوم جدید ، فرستادن ایرانیان به خارج برای تحصیلات وتدریس در ایران. استخدام استادان خارجی و تصمیم به جایگزینی آنها با ایرانیان. ترویج ترجمه و انتشار کتب علمی ، ایجاد روزنامه و انتشار کتب ، ترویج ساده نویسی و لغو القاب. بنای بیمارستان و رواج تلقیح عمومی آبله ، مرمت ابنیه تاریخی. مبارزه با فساد و ارتشاء(که چون مرضی مزمن در همه شئون زندگانی ایران رخنه کرده بود). تقویت بنیه اقتصادی کشور ، ترویج صنایع جدید ، استخراج معادن ، بسط فلاحت و آبیاری فرستادن صنعتگر به روسیه و مقابله صنعتی با روسیه توسط دست توانای استاد کاران اصفهانی. توسعه تجارت داخلی و خارجی ، کوتاه کردن دست اجانب در امور کشور تعیین مشی سیاسی معینی در سیاست خارجی ، اصلاح امور مالی و تعدیل بودجه. جلوگیری از پناهندگی جنایت کاران و مجرمان سیاسی در سفارت خانه های خارجی . ایجاد تسهیلات برای ناشران و مترجمان کتب ، مبارزه با ادیان انحرافی و خرافی اقدامات مذکور در واقع شامل همه شئون کشوری میشد. با لغو یا کسر مقرریها و مستمری ها، عدهای با وی دشمن شدند اما چون همین مستمریها که قبلاٌ دیر به دست صاحبان آن میرسید در روزگار امیر مرتباً بدانها داده میشد، تا حدی آنها را راضی کرد. وضع بودجه مملکتی سر و صورتی یافت تا جایی که امیرکبیر حقوق ناصرالدین شاه را نیز محدود کرد. جلو بذل و بخششهای او را گرفت و اگر حوالهای از شاه میرسید جواب مینوشت که اگر این پول پرداخت شود از بودجه بسیار کم میشود. در برقراری مستمری برای اشخاص دولتهای خارجی اعمال نفوذ میکردند تا به موقع بتوانند از وجود آنها در بروز شورش و آشوب و اخلال استفاده کنند. در این نامه که ملاحظه میشود: گاهی به خاک پای همایونی معلوم میشود فدوی در وجوه مخارج التفاتی قبله عالم مضایقه و خودداری میکند این قدر بر رای همایون آشکار باشد که به خدا من جمیع عالم را برای راحتی وجود مبارک همایونی میخواهم اگر گاهی جسارتی شود از این راه است. میخواهد که خدمت شما از جهت پول مخارج لازمه معطل نماند... خود فدوی دیناری به احدی نخواهد داد. آن وجه را که باید به مردم بدهید به مخارج لازمه قشون پادشاهی میدهد. قبله عالم انشاء الله عیدی مرحمت میفرمائید ... زیاده جسارت نمیورزد. امیرکبیر علاوه بر وصول مالیات معوقه و افزودن به درآمد دولت بر توسعه کشاورزی و تجارت نیز افزود، از اسراف و تبذیرها جلوگیری میکرد. در گماشتن افراد صالح و صدیق بر سر کارها و طرد اشخاص نالایق اهتمام بسیار مینمود. با متحداشکل کردن سپاه ایران – کارخانه اسلحه سازی در ایران تأسیس کرد که روزانه 1000 تفنگ میساخت. در بسط فرهنگ و استخدام استادان خارجی دقت بسیار میکرد و برای استخدام استادان شرایط خاصی وضع نمود. در چاپ و انتشار کتب و تأسیس روزنامه وقایع اتفاقیه کوشش بسیار نمود. اقدامات انقلابی و ملی امیرکبیر سبب شد که گروهی استفاده جو، بنای تحریک نسبت به وی بگذارند تا جایی که فرمان عزل و قتل امیر کبیر را از ناصرالدین شاه گرفتند او را در حمام فین کاشان توسّط حاجی علی خان حاجب الدوله(علی خان فراش باشی ) و همراهان ( پنج نفر ) در روز جمعه هیجده ربیع الاول سال 1268 هجری قمری ( مصادف با 20 دی ماه ) به حکم ناصر الدین شاه قاجار ، به طور ناشناس و با صورت های بسته و بدون فوت وقت میرزا تقی خان امیر کبیر را در حمام باغ به قتل رساندند . یادش گرامی باد سال 1264 قمرى، نخستين برنامهى دولت ايران براى واکسن زدن به فرمان اميرکبير آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانى ايرانى را آبلهکوبى مىکردند. اما چند روز پس از آغاز آبلهکوبى به امير کبير خبردادند که مردم از روى ناآگاهى نمىخواهند واکسن بزنند. بهويژه که چند تن از فالگيرها و دعانويسها ( همین حضراتی که اکنون هم سرزمینمان و مردم میهنمان را در بند جهل گرفتار آورده اند ) در شهر شايعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه يافتن جن به خون انسان مىشود. هنگامى که خبر رسيد پنج نفر به علت ابتلا به بيمارى آبله جان باختهاند، امير بىدرنگ فرمان داد هر کسى که حاضر نشود آبله بکوبد بايد پنج تومان به صندوق دولت جريمه بپردازد. او تصور مى کرد که با اين فرمان همه مردم آبله مىکوبند. اما نفوذ سخن دعانويسها و نادانى مردم بيش از آن بود که فرمان امير را بپذيرند. شمارى که پول کافى داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبلهکوبى سرباز زدند. شمارى ديگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مىشدند يا از شهر بيرون مىرفتند. روز بيست و هشتم ماه ربيع الاول به امير اطلاع دادند که در همهى شهر تهران و روستاهاى پيرامون آن فقط سىصد و سى نفر آبله کوبيدهاند. در همان روز، پاره دوزى را که فرزندش از بيمارى آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امير به جسد کودک نگريست و آنگاه گفت: ما که براى نجات بچههايتان آبلهکوب فرستاديم. پيرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امير، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبيم جن زده مىشود. امير فرياد کشيد: واى از جهل و نادانى، حال، گذشته از اينکه فرزندت را از دست دادهاى بايد پنج تومان هم جريمه بدهي. پيرمرد با التماس گفت: باور کنيد که هيچ ندارم. اميرکبير دست در جيب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمىگردد، اين پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز. چند دقيقه ديگر، بقالى را آوردند که فرزند او نيز از آبله مرده بود. اين بار اميرکبير ديگر نتوانست تحمل کند. روى صندلى نشست و با حالى زار شروع به گريستن کرد. در آن هنگام ميرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانى اميرکبير را در حال گريستن ديده بود. علت را پرسيد و ملازمان امير گفتند که دو کودک شيرخوار پاره دوز و بقالى از بيمارى آبله مردهاند. ميرزا آقاخان با شگفتى گفت: عجب، من تصور مىکردم که ميرزا احمدخان، پسر امير، مرده است که او اين چنين هاىهاى مىگريد. سپس، به امير نزديک شد و گفت: گريستن، آن هم به اين گونه، براى دو بچهى شيرخوار بقال و چقال در شأن شما نيست. امير سر برداشت و با خشم به او نگريست، آنچنان که ميرزا آقاخان از ترس بر خود لرزيد. امير اشکهايش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانى که ما سرپرستى اين ملت را بر عهده داريم، مسئول مرگشان ما هستيم. ميرزا آقاخان آهسته گفت: ولى اينان خود در اثر جهل آبله نکوبيدهاند. امير با صداى رسا گفت: و مسئول جهلشان نيز ما هستيم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خيابانى مدرسه بسازيم و کتابخانه ايجاد کنيم، دعانويسها بساطشان را جمع مىکنند. تمام ايرانىها اولاد حقيقى من هستند و من از اين مىگريم که چرا اين مردم بايد اين قدر جاهل باشند که در اثر نکوبيدن آبله بميرند. دوستان اگر با احوالات میرزا آقان خان آشنا باشند و در تاریخ گذری کرده باشند به خوب متوجه می شوند که ایشان هم دقیقا فردی بود مثل تمامی این حضرات معمم و یا دیگرانی که در پست های کلیدی این مملکت نشسته اند و تنها چیزی که برایشان مهم نیست منافع ملی و مردمان سرزمینشان میباشد . در زمان همین میرزا آقا خان ، پدربزرگهای همین برادران روس و سربازان پطر کبیر روسیه که اکنون در نیروگاه بوشهر مشغول خدمت به سربازان امام زمان هستند ، عملا ایران هیچ حوزه اختیاری بر دریای خزر نداشت . اکنون هم به یمن مسئولان لایق آرزوی پطر کبیر روسیه جامعه عمل پوشید ه : ایشان آروز داشت تا روزی سربازانش در آبهای گرم و نیلگون خلیج فارس که شاید تا چند وقت دیگر جدی جدی برایمان خلیج عربی اش کنند کف پوتین هایشان را بشویند و آب تنی کنند . .... . |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
با درود این هم یک بک آپ دیگر برای یاردبستانی
با درود بر دوستان گرامی جناب مارکوپولو که به تازگی از سفر 24 استانی خود بازگشته اند ، در بازگشت با عدم استقبال زیاد خدم و حشم روبرو گشته اند و این موضوع تاثیر بسیار بدی در روحیه پرزیدنت مهرورز گذاشته است و کار را به جایی کشانده که جناب رابین هود قصه ما که خودش هم باورش شده بود ، واقعا رئیس جمهور منتخب مردم ایران است برای تسکین روحیه و اعصاب به انواع و اقسام قرصهای آرام بخش رو آورده است ، موضوع مهم دیگر این است که با توجه به دستور اکید جناب ولی فقیه که دولت نهم دولت امام زمانی است و انتقاد از این دولت انتقاد از امام زمان است و .... کم کم رنگ و بوی خود را باخته و انگار اخبار جدیدی از چاه جمکران رسیده که در تصمیم گیری آقا تجدید نظر حاصل شده . در هر صورت با توجه به بوی جوراب و گلاب و همچنین شعارهای مرگ بر ... که همیشه از صحن مجلس بلند است ، این بار بوی دماغ سوخته پرزیدنت هم آهسته به مشام می رسد . در هر صورت با توجه به شرایط کنونی تغییرات اساسی در پیش است اما احتمالا تا بهمن و اسفند امسال هم زیاد دنیا را به کام محمود خان سخت نخواهند گرفت ، بیچاره جوان ناکام از دنیا نرود ، حداقل خبر خوشش را در بهمن ماه بدهد تا ببینیم از شیطان بزرگ چه ندایی رسد . البته یادمان باشد قرار بود بعد از تحریم از آژانس خارج شویم ... ! تمامی اخبار حاصله از خبرنگار ما در مصاحبه با فردی که خواست نامش فاش نشود به دست آمده است .
امروز 17 دیماه بود ، روز کشف حجاب درست 69 سال قبل یعنی در 17 دیماه سال 1314 هجری شمسی با دستور ملوکانه رضا شاه چادر از سر خانمهای ایرانی برداشته شد . این امر هم بدین گونه صورت گرفت که بعد از .... رضا شاه به اتفاق همسرشتاج الملوک و شاهدختها در جشن دانشسرای مقدماتی حضور یافتند و در این جشن عملا ً با کشف حجاب از جانب ملکه و شاهدخت ها و همسران امرای ارتش و ... کشف حجاب آغاز گردید . در مورد چگونگی این امر هنوز هم بحث زیاد است ، اما با توجه به طول مدت سلطنت رضا شاه در ایران که 16 سال به طول انجامید و از خدمات ایشان در طول این مدت که بگذریم و هرج و مرج که رایج بود شاید باید احتیاج به دیکتاتور لازم می بود و .... اما خب در نحوه برداشت این حجاب که بطور غیر دموکراتیک صورت گرفت و ... درنهایت اعمال کشف حجاب ، منجر به تشکیل کانون زنان در تهران ، رسیدن سن ازدواج برای دختران به 15 سال ، بهبود در وضعیت طلاق و اینکه زنان در صورت ازدواجمجد و بودن اذن مرد می توانستند از او طلاق بگیرند و ایجاد دفاتر ثبت ازدواج و طلاق شد . به هر روی در زمان حکومت محمد رضا شاه پهلوی این مسئله بصورت اختیاری در آمد و جامعه می رفت به سوی یک آزادی نسبی در پوشش دست یابد . به هر روی رضا شاه هرچه که کرد خدمت و ... اما فردی سخت گیر و دیکتاتور بود که با توجه به میراث داری انقلاب مشروطه ، اکثریت منتقدان را به سخت ترین مجازات ها محکوم نمود . با روی کارآمدن حکومت اسلامی و خاطره کارزار انقلابی که زنان در کنار مردان با هر نوع گرایش فکری و پوششی حضور داشتند ، کار برادران جان برکف روحانی و شیادین محترم را کمی سخت نمود و در یکسال اولیه خبری از بگیر و ببند برای نوع پوشش در بیشتر شهرها که جامعه باز و به دور از خرافات و تعصبات مذهبی داشتند نبود . تا اینکه با مخالفتها و موافقتها سرانجام آن جمعیت چند صد نفره بانوان محترم هم که برای مخالفت با حجاب اجباری تجمع کرده بودند در برابر شعار یا روسری یا تو سری که شعاری کاملا دموکراتیک و جمهوری خواهانه است تسلیم شدند و بعد از این تاریج گزاردن حجاب اجباری به نام گامی بزرگ برای آزادی زنان نام گرفت . البته خب بعد از این گیر و دار تاریخی برادران جان برکف تلاشها کردند ، تا هرچه بیشتر ماهیت خود را مشخص نمایند ، از جمله آزار زنان به علل مختلف در طول این سالها ، رواج فحشا بیشتر اما از نوع شرعی و در زیر چادر ! ، کم کردن دوباره سن ازدواج و همچنین تجدید نظر در مورد قانون طلاق و... تا علنا به برده درای در این قرن همچنان ادامه دهند . بهر روی هنوز هم این زنان ایرانی هستند که بسیار بیشتر از ما مردان هزینه مبارزه با این حکومت مزدور را می دهند ، البته بر این بزگواران هم انتقاد زیاد است که بعضی دیگر از آزادی مفهومی دیگر را خواستارند و .... . حال به عصر و روزگار حال برسیم ، اکنون مد لباس اسلامی داریم ، چادر یقه اسکی ، چادر یقه گالف ، چادر جیب کراس ، چادر یه نفره ، چادر خانوادگی ، چادر آستین کوتاه دور دوبل و ... خلاصه اینکه سخن از این دست زیاد است و ما هم ... به امید روزهای روشن در سرزمینمان . در انتها نمی دانم چرا یاد شهرزاد معروف ( خالق انقلاب نمک و فلفل ) در زندان عادل آباد شیراز افتادم ، یادش گرامی باد . راستی تجمع 22 خرداد 85 هم یادش بخیر چقدر باتوم خوردند ملت همیشه در صحنه !
17 دیماه خاطره جهان پهلوان تختی را هم به یادمان می آورد ، تختی همیشه در باورمان زنده است و قهرمان . یادش گرامی باد . البته خب ما افتحارات زیاد داریم از جمله یکی از مفاخر ما عکس در دست، یل حکومتی است . چه کنیم دیگر این هم یکی از افتخارات ماست .
راستی اگه فردا دیدن توی تلویزیون جناب رضازاده را بعنوان پهلوان غدیر و سفیر غدیر خم معرفی کردند . نگویید چرا ؟ اینم یه پیش گویی از ما !!!
به کمپین آزادی برای بهروز جاوید تهرانی هم سر بزنید : http://sos-javidtehrani.blogfa.com |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت توسط علی
|
|
||